۲۱ سال پیش تو یه همچین روزی یه مامان کوچولویی بود با  پوست سفید و یه صورته ناز و یه شکم قلمبه ....این مامانه تو شیکمش یه دختر بود... که قرار بود خودش یه کاری کنه که زودتر دراد... مامانشو اینقدر لگد کنه که دردش بیادو بتونه از او شیکمی که ۹ ماه توش خورده بودو خوابیده بود به دنیا بیاد..... اما زیادی داشت بهش خوش می گذشت و هیچ میلی برای بیرون اومدن از شیکمه مادرش و پا  به این دنیا گذاشتن نداشت..... همه بی صبرانه منتظر بودن که این مامان کوچولو دردش بیاد....همش امروز فردا می کردن تا بلکه روزه تولد دخترک فرا برسه اما انگار نه انگار.....تا اینکه دکتر یهو فهمید که داره دیر می شه..... اگه این مامانه سزارین نشه حتما دخترش تو شیکمش خفه می شه .... قرار شد ۵ مرداد این عمل خیلی سریع انجام شه...انجامم شد.....یه دختر بچه ی لاغر و با صورته کبود و کوچولو بدنیا اومد.....مامانش می گف این چخده زشته.... زشتم بود.... اما باباش همینطور قربون صدقه اش می رفت......و میگفت دختره من تکه..... خیلی ام خوشگله.....هه...مادره این دخترک تمامه زندگیشو برای دخترش گذاشت..... اینقدر بهش محبت کرد.... و اینقدر بهش عشق داد ....که دخترک فهمید خوشبخترین دختره دنیاست...تو این ۲۱ سال با وجوده سختی ها و خوشی ها...اتفاقات بد و خوب.....اما شیرینی زندگی رو چشید و از تک تک لحظه های عمرش راضی بود.... بزرگ شد خواسته هاش بزرگتر شدن.... انتظاراتش بیشتر شد.... اما هیچ وقت تو هیچ لحظه ای نا امید نشد.... دوروبرش پر بودن از کسایی که فقط میخواستن حمایتش کنن...

 

ممنونم برای همه چی......

خوشحالم عضوی از شمام از خانوادتون.... از اینکه دخترتونم...این برام یه افتخاره...

مامان و بابای خوبم.... ازتون ممنونم که تک تک لحظه ها رو به من فک می کنین...ممنونم از اینکه تمامه فکرتون اینه که من خوشحال باشم...هیچی کم نداشته باشم.....و همه چی همونجوری باشه که می خوام!

دختره شما کم کم داره بزرگ می شه....و هر روز بیشتر از روزه قبل ارزش جواهری مثله شما رو می دونه.....

خوشحالم همیشه همونی بودم که خواستین ...این بزرگترین خوشحالیه زندگیمه....فقط می تونم بگم می پرستمتون و امیدوارم  همیشه دختر شایسته ای براتون باشم....

خوب دیگه ....

اینا رو گفتم که بگم امروز تولدمه......هیچ حس خاصی ندارم....اما برام خوشحال کننده است تولدم تو همچین روزه عزیزی افتاده....یه حس خوبی به ادم می ده که تمامه شهرو رنگ رنگی کردن و همه جا شیرینی و اینا پخش می کنند...

هه... بیخیال...فقط اینکه ما هم بیست و خورده ای شدیم....

+پیشاپیش از تبریکاتتون ممنونم..... :x